السيد محمد صادق الطهراني
44
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى)
آنقدر صريح و شيوا نقاب از رخسار حقيقت برگرفته است كه به يقين مىتوان گفت جز قلم إعجاز بر آن سطور نرفته است . حقيقت آن بزرگوار برتر از آنست كه در وهم بگنجد و أوصاف و كمالات ايشان بلندتر از آنست كه در دائرهء إدراك ما درآيد ؛ و آنچه از ايشان ديديم و شنيديم جز قطرهاى از فيوضات اقيانوس بىكران وجود ايشان نبود كه آن نيز فراتر از ظرف وجود و إدراك ما بود . مرحوم آية الحقّ و العرفان و سند التّوحيد و الإيقان حضرت آقاى حاج سيّدهاشم موسوى حدّاد قدّس الله نفسه الزّكيّة مىفرمودند : « بعد از أهلبيت عليهم السّلام مانند مرحوم قاضى و پس از مرحوم قاضى مانند آقا سيّدمحمّدحسين نديدهام . » و در أواخر عمر شريفشان مىفرمودند : « هر چه داشتم به آقا سيّد محمّد حسين دادم و كسى را غير از ايشان نمىشناسم . » پس از آنكه مجلّد اوّل از دورهء آيت نور توسّط « مؤسّسهء ترجمه و نشر دورهء علوم و معارف اسلام » در شرح احوال اين آيت الهى منتشر شد ، عدّهاى از حقير درخواست نمودند تا نگارش جلد دوّم آن را بر عهده گرفته و صفحاتى در شرح حالات و مقامات و برخى از خاطرات بجاىمانده از ايشان بنگارم . البتّه خاطرات شيرين و خوشى كه از ايشان در ياد مانده و مشام جان و دل ما همواره از آن معطّر است ، و نصائح و دستورالعملهاى درربارى كه راهگشاى سالكين إلىالله و شوريدگان خداوند متعال بوده و همواره در مشكلات و عقبات راهنما و دستگير خود حقير بوده و هست ، بيش از آنست كه در چندين مجلّد بگنجد ؛ ولى به حكم وظيفه و أداء ذرّهاى از دين آن آيت عظماى حقّ عجالةً با اعتراف به عجز و قصور ، شمّهاى از آن خاطرات و نصائح جمعآورى شد تا چراغ راه سالكان إلىالله و طالبين كوى لقاء قرار گيرد . و با اقتباس از فرمايش مرحوم علّامهء والد در آغاز كتاب روحمجرّد كه